تبليغاتX
وحشت مرگ

وحشت مرگ

نجوا های روزانه ی یک روزنامه نگار

 

نباشد زندگانی هیچ!

الا سایه ای لغزان و بازی های بازی پیشه ای نادان که

بازد چند گاهی پر خروش و جوش نقشی اندراین میدان و

آنگه هیچ!

زندگی افسانه ای است کز لب شوریده مغزی گفته آید

سر به سر خشم و خروش و غرش وغوغا

لیک بی معنا!

 

(نمایشنامه مکبث ـ.شکسپیر. ترجمه : داریوش آشوری)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 31 مرداد1386ساعت 8:32 PM  توسط مجید اعزازی  | 

" هتل یک میلیون دلاری"  فیلمی است که چند ی پیش تماتشا کردم. امروز چند بار به یاد این فیلم افتادم به ویژه  آن دیالوگ که  تام ( پسر نقش اول فیلم ) به الوئیز می گویید: 

                                                         

Love can never portray in the same way as a tree, or the sea , or  any other

                                                                                                          mystery.

It is the eyes with which  we see .It’s the sinner and the saint .It’s the  light inside

                                                                                                           the paint.

+ نوشته شده در  سه شنبه 23 مرداد1386ساعت 12:34 PM  توسط مجید اعزازی  | 

سه  روز از توقیف شرق و بیکاری  روزنامه نگاران می گذرد. دیروز که روز خبر نگار بود، دوستان و آشنایان زیادی تماس گرفتن و تبریک و تسلیت را با هم به من و امثال من گفتند. ما نیز با ادای جملات کلیشه ای و در حالی که هیچ معنایی از آنها در ذهنمان متبلور نمی شد به این دوستان پاسخ گفتیم. گفتن از این شرایط در حالی که ما  همواره راوی مشکلات دیگران بوده ایم و به طبع باید راوی خوبی برای خودمان نیز باشیم، آسان نیست و غیر ممکن می نمایید. نمی دانم چرا در این لحظات فکر می کنم بیشتر می توانم با مردم سر دشت همدلی داشته باشم.با آنهایی که نفس شان بالا نمی آید و در همین حال ناظران از دیدن درد پنهان آنان نا توانند. 

 

                               

من از نهایت شب حرف می زنم

من از نهایت تاریکی

و از نهایت شب حرف می زنم

اگر به خانه من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

و یک دریچه که از آن

به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

 

" فروغ فرخ زاد"

 

 

 باز هم تعطيلي شرق - محمدعلي ابطحي

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مرداد1386ساعت 12:1 PM  توسط مجید اعزازی  | 

" بهترین حقیقت ها ،حقیقت هایی خون آلودند که گوشت وجود و هستی انسان را پاره می کند."(نیچه)

"شرق توقیف شد." به سادگی خواندن همین جمله. و به همین سادگی هم حدود 200 نفر کار خود را از دست دادند و از هستی ،از کار و زندگی، و از شیوه انتخابی زیست خود ساقط شدند.

این توقیف نه اولین که سومین توقیف  این روزنامه  بود.

 

یک ضرب المثل ایرانی می گوید:تمامی تاریکی و ظلمت دنیا نیز نمی تواند کور سوی شمعی کوچک را محو کند.

شرق یک شمع کوچک نبود و توقیف آن هم تمامی تاریکی  و ظلمت دنیا نیست.سرمایه اجتماعی بر جای مانده از شرق و سایر نشریه های توقیفی روزی دوباره مجال ظهور وبروز می یابند اما این بار قویتر وبهتر.

همانطور که بدنه اصلی شرق بسیار با نفوذ تر ا ز گذشته به شکل روزنامه هم میهن خود نمایی کردند.

نیچه می گوید: چیزی که من را نکشد ، نیرومند تر می کند.

این گفته کاملا درباره مطبوعات پس از دوم خرداد صادق است. افراد بسیاری از روزنامه نگاران ملامت ها و مرارت ها کشیدند و بسیاری از آنها از گردونه کار مطبوعاتی حذف شده و می شوند. اما به همان میزان اشتیاق جوانان به مطبوعات فزونی یافته است و آنان جای پیشینیان خود را پر کرده و خواهند کرد.  و چه زیباست که در همین حال و شرایط پیشرفت روزنامه نگاری به لحاظ  حرفه ای و محتوایی   را شاهدیم. کافیست مثلا فرم و محتوای روزنامه جامعه را با فرم و محتوای روزنامه هم میهن مقایسه کنیم.و از این ها مهمتر این که حاصل فعالیت های مطبوعاتی  موجب  شکل گیری گفتمان و تفکری شده است که قابل حذف شدن نیست. هرچند در این میان روزنامه نگاران در کنارتحمل همه مشکلات صنفی ( حقوق های نصفه نیمه ،استثمار توسط کارفرمایان خود، بیمه نشدن،و...) و غیره صنفی باید بهایی به جانکاهی افسردگی بپردازند.و البته

" افسردگی بهایی است که آدم برای شناخت خود می پردازد. هر چه عمیق تر به زندگی بنگری ، به همان مقدار هم عمیق تر رنج می کشی." (نیچه)

 

 Iran bans paper for 'interviewing homosexual' 

 

توقيف هاي اخلاقي_ شرق نقطه آخر خط 

 

شرق بار ديگر توقيف شد

 

غروب شرق

 

باز هم توقيف،باز هم...

 

شرق

 

باز هم توقیف

 

46 گلشهر هم جای من نبود

 

از شرق تا کیهان, تفاوت از زمین تا آسمان

 

با قسم روزنامه را تعطیل کردید, با دم خروس چه می کنید؟

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 11:14 PM  توسط مجید اعزازی  |