بیل کلینتون تنها سیاستمداری نیست که قلم به دست گرفته و کتاب خاطرات خود را به رشته تحریر درآورده است. لازم نیست برای یافتن سیاستمدار دیگری از این جنس زیاد فکر کرد یا در میان سیاستمداران خارجی شخصی راسراغ گرفت. همین آقای هاشمی رفسنجانی یکی از سیاستمداران وطنی است که از چند سال پیش قلمی کردن خاطراتش را آغاز وبه تازگی جلد چهارم کتاب خاطرات خود را روانه بازار کتاب کرده و بسیاری را برای ابرازمخالفت به زحمت انداخته است. همکاران مطبوعاتی" شهروند امروز" پرونده ویژه این هفته خود را به " بررسی کتاب خاطرات آیت الله " اختصاص داده اند که بسیار خواندنی است، دستکم برای من اینگونه بود. در این چند روز اخیر کتاب خاطرات بیل کلینتون با نام " زندگی من" در خانه و صدای او که کتاب خود را می خواند در تاکسی و کوی و برزن همراهم بوده است و تا چند روز دیگر با من خواهد بود، اما هنوز کتاب خاطرات رفسنجانی به دستم نرسیده است. به همین دلیل نمی توانم در حال حاضر بین کتاب کلینتون و هاشمی رفسنجانی مقایسه دقیقی داشته باشم. ( در همین جا از دوستانی که این کتابها را خوانده اند یا دوستانی که تمایل دارند این کتاب ها را بخوانند، دعوت می کنم چند خطی در قیاس این کتابها بنویسند.) شاید اساسا مقایسه این دو کتاب یا این دو نفر
مطلوب نباشد، اما نباید از گفتن چند نکته با توجه به اطلاعات مندرج در " شهروند امروز " دریغ کرد:
کتابهای هاشمی، مجموعه هایی از خاطرات روزنوشت وی به همراه برخی نامه ها و اسناد و مدارک است.البته همین نامه ها و مدارک بخش ها ی خواندنی این خاطرات محسوب می شوند چرا که به روشن شدن برخی از جنبه های تاریک تاریخ انقلاب اسلامی هرچند جزیی منجر شده و از آن مهم تر بحث های جدیدی را در محافل مختلف دامن می زند. درکتاب اخیر وی دو نامه دیگر برای اولین بار منتشر واز همین رو، انتقاداتی متوجه هاشمی شده است.اما کلینتون سبکی روایی در جاودانه کردن زندگی خود پیشه کرده است وبر خلاف " هاشمی مورخ" که از سال 1360 ( 3 سال پس ازپیروزی انقلاب و به قدرت رسیدن) آغازیده است، از روزهای آشنایی مادرو پدر،حتی قبل از ازدواج رسمی آنان داستان زندگی خود را روایت کرده است.گویی کلینتون به مخاطبان خود درسایر سرزمین ها و خوانندگانی دیگر در زمانهایی دورتر از دوران حاضر توجه داشته است و خاطرات خود را برای زمان حال و تاثیرگذاری بر تاریخ جاری ننوشته است .کتاب او اگرچه به لحاظ ادبی در ادبیات مردم انگلیسی زبان،شهره نیست اما بی مایه هم نیست و مخاطب را با خود همراه می کند.ویژگی ای که به نظرمی رسد کتاب هاشمی از آن محروم است وبه همین دلیل خواننده را پس ازکسباطلاعات جدید دیگر به خود جلب نخواهد کرد.
شیوه تدوین کتاب و اعمال نظر خانواده هاشمی بر کتاب خاطرات وی نیز جالب است. هر یک از فرزندان به غیر از فائزه تا کنون مسوول تدوین یک جلد از کتاب خاطرات پدر بوده اند وبه گفته مهدی هاشمی "... سارا خانم نوه حاج آقا جلد بعدی را آماده می کنند." افزون بر اینها حاجیه خانم (همسر آقای رفسنجانی ) نیز قبل از چاپ هر جلد ،آن را می خوانند. دقیق نمی دانم اما احتمالا شیوه تدوین کتاب کلینتون متفاوت است و خانواده وی دخالت کمتری در تدوین کتاب بیلی داشته اند. او در خاطره نویسی به اسناد ویژه ای اشاره نمی کند. شاید عکس های انتهای کتاب مهمترین مدارکی است که در اختیار خواننده می گذارد . البته برخی از اینها هم در چاپ وطنی کتاب از قلم افتاده یا به تعبیری بهتر، سانسور شده اند. حرف از سانسور شد. مهدی هاشمی در باره کتاب خاطرات پدر خود می گوید:" هیچ چیزی سانسور نشده.شاید در خاطرات سال62 که من آماده کردم،کلا دو صفحه هم سانسور انجام نشده باشد.... شاید فقط یکسری جملات سری باشدکه حذف شده اند."