تبليغاتX
وحشت مرگ

وحشت مرگ

نجوا های روزانه ی یک روزنامه نگار

پنج شنبه روز متفاوتی بود. نه از این نظر که به کوچه پس کوچه های خاطره انگیز پشت حسینیه ارشاد  قدم گذاشتم  و خیابان ناطق نوری را تا سر بولوار شهرزاد و دفتر سازمان ملل اول صبحی گز کردم . حتی این که در میانه راه دیدم آن  پارک کوچک  انتهای خیابان ناطق نوری بخشی از خیابان شده  احساس متفاوتی در من ایجاد نشد. همان پارکی که یکی از نیمکت هایش شاهد زایش نخستین آواهای یک پرنده بود....

 تفاوت از لحظه ای شروع شد که من به همراه نزدیک به 20 نفر روزنامه نگار دیگر در " کارگاه آموزشی آرمان های توسعه هزاره "در سازمان ملل  حاضر شدیم و با مفاهیمی دست و پنجه نرم کردیم که امضای 191 دولت عضو سازمان ملل پای آن بود. چنین امضاهایی در تاریخ بی نظیر و در جایگاه خود از اهمیت قابل توجهی برخوردار اند، اما به تنهایی جذاب نیستند.جذابیت از نقطه ای آغاز می شود که احساس می کنی در این لجنزار، دستکم بخشی از بشریت به بلوغ خود نزدیک شده است و می خواهد از خود محوری- همان کودکانه رفتارکردن و همه چیز را برای خود خواستن- دست بردارد و رفاه و آسایش خود را در رفاه وامنیت دیگران می جوید...

ریشه کنی فقر شدید و گرسنگی ؛ دستیابی به آموزش ابتدایی همگانی ؛ ترویج برابری جنسیتی و توانمند سازی زنان؛ کاهش مرگ و میر کودکان ؛ بهبود بهداشت مادران؛ مبارزه با ایدز، مالاریا و سایر بیماری ها ؛ تضمین پایداری محیط زیست ؛ و ایجاد مشارکت جهانی برای توسعه آرمان های توسعه هزاره هستند.

 

 

The third millennium

 

 Tuesday was deferent day for me, not because of passing those reminiscent allies which are located in behind of Hosseiniye Ershad and pacing Nategh Noori Street up to Sharzad Boulevard in the morning. Even in the middle of the way, when I was seeing that there isn’t any little park, this matter didn’t cause any feeling in my soul. Once upon a day, one of benches of the park saw the birth of first voice of a little bird 

When 20 journalists and I take apart in a workshop of Millennium Development Goals, and engage some concepts which were singed by 191 presidents, the deference started up. These signatures are unique and have remarkable importance, but aren’t attractive alone. Attractiveness is started when you feel that at least a part of manhood of the wallow is almost mature to resign solipsism and trying to find its security and welfare in others own

   

+ نوشته شده در  جمعه 25 آبان1386ساعت 0:48 AM  توسط مجید اعزازی  | 

 

 جلاد! آدمکش! مردک مفتش! می گی حرف بزنم!... حرف؟... حرف؟... حرف؟... می شناسمت... حرف... کی می تونه ... آرامش...بله ... آرامش... خفه... خفه شدیم  تو این قفس...                                                

خفه شدیم آقای مفتش ... شپش، فتش ... اینجا ... فضله ... فضیلت ... فضله ی فضیلت.

فضله ی فضیلت از آسمان می باره ... می شه حرف زد؟ همه مردن ... همه مردیم ... قبر کوچک ... آدم های بزرگ ... آه باران ... هوای بارانی ... هوای بعد از باران ... عطر باران...            

            

 فریادهای گروموف ( انسانی انسان که  درندگانی انسان نما او را دیوانه می خوانند و در چنگال چنین مردمانی گرفتار آمده است)یکی پس از دیگری بر سر دکتر راگین( روانشناسی که در اثر همنشینی با گروموف تلاش می کند تا به شأن انسانی خود باز گردد)آوار می شود.اینجا اتاق شماره ی 6 است، جایی که حتی دکتر راگین نیز احساس خفقان می کند...

 

چخوف نویسنده ی اتاق شماره ی 6 است. اما این نمایشنامه را خسرو حکیم رابط و ناصر حسینی مهر تلخیص و باز نویسی کرده اند.

این اثر هنری تا آخر آبان ماه هر شب در تالار مولوی اجرا می شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت 0:28 AM  توسط مجید اعزازی  | 

سال ام از سی رفت و، غلتک سان دَ وَم

از سراشیبی کنون سوی عدم.

.............

 

من که ام جز راه و جز پا توأمان؟

من که ام جز آب و آتش، جسم و جان؟

 

من که ام جز پایداری ، جز گریز؟

جز لبی خندان و چشمی اشک ریز؟

 

ای دریغ از پایِِ ِ بی پا پوش ِ من!

درد ِ بسیار و لب ِ خاموش ِ من!

 

شب سیاه و سرد و ، نا پیدا سحر

راه پیچاپیچ و، تنها ره گذر!

 

احمد شاملو

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آبان1386ساعت 11:44 PM  توسط مجید اعزازی  | 

امتیاز فصلنلمه ی فرهنگی - فلسفی" مدرسه " به بهانه ی ترویج مطالب الحادی لغو شد.

به گفته ی سردبیر این نشریه هیات نظارت بر مطبوعات بدون اعلام کتبی و صرفا با یک  تماس تلفنی امتیاز این نشریه را پس از انتشار 6 شماره لغو کرد.این در حالی است که طبق قوانین موجود کشور هر گونه حکمی باید به طور کتبی اعلام شود.  همچنین جرایم مطبوعاتی باید در محاکم قضایی ( نه هیات نظارت بر مطبوعات) و با حضور هیات منصفه بررسی و در نهایت حکم صادر شود. متاسفانه هیچ یک از رویه های قضایی موجود کشور در مورد این نشریه رعایت نشده و گویی خانواده ی مطبوعات باید شاهد روال جدیدی در موج تحدید  فعالیت های خود باشند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آبان1386ساعت 10:9 AM  توسط مجید اعزازی  | 

Life is like a puzzle. Some parts of life are repeated which is why boring and bothering

Especially, those are produced by gossips and meddlesome.

 I like it when others are direct to me, and off course, it is my pleasure to be direct to them. So it is crystal clear that if I have a request or stuff like that, I will tell or ask it myself. I am so mature and sophisticated to do that, after all

It was a shame to express this stuff in this medium, but I felt compelled to do that

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 آبان1386ساعت 6:53 PM  توسط مجید اعزازی  | 

کوه با نخستین سنگ

آغاز می شود

و

انسان با نخستین درد...

«احمد شاملو»

***

 

... شاید

 دردی به شدت شوق

به شوکت « تولد دوباره»

به شکوه عشق

 

به تاریکی سکوت میان  دو قلب پر تپش

به سردی روز های انتظار

با صدای شکستن استخوان باورهای پوچ

و

دندان سا ییدن های بی پایان اخلاق!؟

 

آه!

درد، درد!...

دردی به بزرگی کوه

به سختی سنگ

دردی در  شأن انسان

در شأن نامیده شدن « درد»

 

آه!

دردی... دردی...

دردی به درازای  تاریخ

و شاید

به شکوه عشق

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آبان1386ساعت 9:43 AM  توسط مجید اعزازی  | 

دکتر سهراب رزاقی  مديرموسسه کنشگران داوطلب که اسفندماه گذشته توسط مقامات امنيتي پلمپ شده بود، دیروز دستگیر شد.                                                                                                                                  

رزاقي که پيش ازروي کار آمدن محمود احمدي نژاد، استاد علوم سياسي دردانشگاه علامه طباطبايي تهران بود، ‏ازجمله افرادي است که از ادامه تدريس دردولت جديد بازداشته شد. او همزمان عضو کميسيون سياسي هيات ‏دولت درزمان سيدمحمد خاتمي بود. پيش ازآن وي سالها مديريت کل دفترمطالعات سياسي وزارت کشور را به ‏عهده داشت که درکار تحکيم فعاليت هاي سازمان هاي غيردولتي و ترويج الگوهاي مشارکت مردمي بود.                 

رزاقي پس از جدا شدن ازهيات دولت به صورت تمام وقت، فعاليت درحوزه جامعه مدني وفعاليت هاي تحقيقاتي ‏مرتبط با آن را در دستور کارخود قرارداد. موسسه کنشگران داوطلب مرکز هماهنگ کننده غرب آسيا درکنفرانس ‏جهاني جامعه اطلاعاتي درژنو بود که کنفرانس هاي منطقه اي را دراين خصوص درتهران وکيش برگزار کرد.  

 

پی در پی خبر های خوش

 

به ما گفتند که آزادید

+ نوشته شده در  پنجشنبه 3 آبان1386ساعت 3:26 PM  توسط مجید اعزازی  | 

« آیا شما که صورتتان را

در سایه ی نقاب غم انگیز زندگی

مخفی نموده اید

گاهی به این حقیقت یأس آور

اندیشه می کنید

که زنده های امروزی

چیزی به جزتفاله ی یک زنده نیستند.»

گویی که کودکی

در اولین تبسم خود پیر گشته است

و قلب- این کتیبه مخدوش

که در خطوط اصلی آن دست برده اند-

به اعتبار سنگی خود دیگر

احساس اعتماد نخواهد کرد.

 

شاید که اعتیاد بودن

و مصرف مدام مسکن ها

امیال پاک و ساده و انسانی را

به ورطه ی زوال کشانده ست

شاید که روح را

به انزوای یک جزیره ی نا مسکون

تبعید کرده اند

شاید که...

 

فروغ فرخ زاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 آبان1386ساعت 11:0 PM  توسط مجید اعزازی  |