تبليغاتX
وحشت مرگ

وحشت مرگ

نجوا های روزانه ی یک روزنامه نگار

گاهی میشه که آدم در ژرفای وجود خودش فرو می ره ، و شاید در همین لحظه ها باشه که به قول صادق هدایت    یه چیزی یا چیز هایی شروع می کنن  مثل خوره روحتو می خورن. و البته شاید برا بعضی آدما لحظه های زیبایی هم باشن این « گاه » ها؛ اما این گاه و بیگاه های به اصطلاح زندگی در کنار سایش روح و جان، بسیاری از فرصت های اجتماعی ، تجربی و مطا لعه ای و... حتی فیلم دیدن رو از آدم می گیره. مثل این روزای من.

***

نمی دونم تا حالا خوندین یا شنیدین  که میگن قوم مغول تا وقتی روی اسب بودنو یکه تازی می کردن ، تونستن جهانگشایی کنن ؛ اما وقتی از اسب اومدن پایین و یکجا نشین شدن ، استحاله شدن؟!

 

+ نوشته شده در  جمعه 30 آذر1386ساعت 11:24 AM  توسط مجید اعزازی  | 

فکر می کنم در سالروز تولد « شاملو » بهتر است از زبان خود « او» در باره ی« شاملو» سخن گفته و به  اهدای  "شاد باش"  به همه ی دوستداران او بسنده کنم.

 

و من در لفاف ِقطعنامه ی ِ میتینگ ِ بزرگ متولد شدم

تا با مردم اعماق بجوشم و با وصله های زمانم پیوند یابم

تا به سان سوزنی فرو روم و برآیم

و لحافپاره ی ِآسمانهای نا متحد را به یکدیگر وصله زنم

تا مردم ِ چشم ِ تاریخ را به کلمه ی همه ی دیوانها حک کنم-

مردمی که من دوست می دارم

سهمناک تر از بیشترین عشقی که هرگز داشته ام !-

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 1:23 AM  توسط مجید اعزازی  | 

وقتی که اعتماد من از ریسمان سست عدالت آویزان بود

و در تمام شهر

قلب چراغهای مرا تکه تکه می کردند

وقتی که چشمهای کودکانه ی عشق مرا

با دستمال تیره ی قانون می بستند

و از شقیقه های مضطرب آرزوی من

فواره های خون به بیرون می پاشید

وقتی که زندگی من دیگر

چیزی نبود، هیچ چیز، به جز تیک تاک ساعت دیواری

دریافتم که باید، باید

دیوانه وار دوست بدارم

 

فروغ فرخزاد

 

+ نوشته شده در  شنبه 17 آذر1386ساعت 11:57 PM  توسط مجید اعزازی  | 

The last 24 hours went on with fascinating news and affairs. At first, I got that Dr Razzaghi was released from prison (at 10: 49 PM). After that, I watched 3 movies by the near 5 AM. Then, when I was trying to read a book, I fell asleep. I don’t know how I awoke at 5: 05 AM and reached to air port. Any way, my colleagues inDonyaye Eghtesad and I spent about 12 hours in Asalooye. (8:20 AM to 8:20 PM).That was a memorable day for us,

 We were together and making fabulous moments in the trip. It was the second time that I could have a chance to glance to the especial economic area. (First one was about 2.5 years ago and on that time wrote some story in ATIYE weekly and SHARGH newspaper) During the time , lots of changes has occurred, but the most one is that the 4 and 5 phases has been finished and 6, 7 , 8 phases are to be finished by the end of  this month, while it seems that the affairs go on more slower in comparison with 2.5 years ago. Iranian officials who are in charge of some of these phases told us that the slowness is about sanction of Iran, and new limitations in importing some basic material.

Right now 9 and 10 phases are being accomplished by Iranian experts completely.

The 17 and 18 phases are also being started.

 By the way, we visit an ancient place in Siraf somewhere in heart of the especial economic area, and of course we have a glance to the sea at the moment of dusk.

It was great and gorgeous.  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 آذر1386ساعت 10:59 PM  توسط مجید اعزازی  |