کمتر از سه ماه دیگر، وقتی رنگ های بهاری بر چهره ی طبیعت بنشینند و همه ایرانی ها پس ازچندین روز دید و باز دید و شاید سرخوشی با روحیه ای تازه بخواهند سال کاری جدیدی را آغازکنند؛ من و شاید برخی از دوستان دوران دانشگاه و همکارانی که حالا به لطف مدیران منصوب دولت نهم اغلب اخراج یا مجبور به ترک هفته نامه آتیه – نخستین نشریه تخصصی بیمه های اجتماعی در ایران،وابسته به سازمان تامین اجتماعی، آغاز انتشار 1372- شده اند باید خود را برای گرامیداشت سومین سالروز وداع خاموش یک روزنامه نگارآماده کنیم:
آناهیتا شاهملکی همکلاسی، دوست و روزنامه نگاری که افتخار همکاری و همنشینی با او را داشتیم. هرچند، در 26 فروردین ماه سالجاری به غیر از خانواده ی آن مرحومه و یکی دو تن از دوستان بسیار نزدیکش، آشنایی پای در چارچوب آستان امامزاده طاهر نگذاشت و اندوهی جانکاه بر غم هایم و از جمله غم مصیبت سالانه ی تخریب سنگ آرامگاه شاملو افزود. فروردین سالجاری برای چهارمین سال متوالی سنگ آرامگاه شاملو در امامزاده طاهرتخریب شده بود.
آناهیتا شاهملکی هم مثل مهران قاسمی عزیز در اوج جوانی و در سنی کمتر از28 سال و در حالی که پس از چندین ماه دست و پنجه نرم کردن با مرگ و رهایی نسبی از آن ، شوق زندگی در وجودش شکوفا تر از پیش شده بود، در کمال ناباوری این جهان را ترک کرد. از ویژگیها ی انسانی سرشار بود و از همین رو، رفتنش هیاهو و غوغایی از جنس تاسف و اندوه بر جان همه دوستان و آشنایانش انداخت. سازمان تامین اجتماعی سراسر سیاه پوش شد و دکتر هادی خانیکی مشاورمطبوعاتی وقت رییس جمهوری دولت اصلاحات در مراسم هفت دانشجوی سابق خود حضور یافت و با ایراد سخنرانی، خود را در غم خانواده ، همکلاسی ها و همکاران آن مرحومه شریک کرد. انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران نیز با اهدای دسته گل و صدور اطلاعیه ای وداع این عضو خود را به خانواده وی و جامعه ی مطبوعات کشور تسلیت گفت.
در آن روز ها و ماه های نخست به اندازه ای شرایط بُِهت و حیرت ناشی از دست دادن چنین انسانی بر دوستان، همکلاسی ها و همکاران آن مر حومه مستولی شده بود که هیچ گاه ارایه طرحی برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی او در ذهنمان نقش نبست. البته توزیع آتیه با 42 هزار نسخه تیراژ در حالی که بر سینه، آگهی ترحیم یکی از یاران خود را داشت، کمکی برای جلب حمایت های فکری و معنوی همکاران مطبوعاتی در این زمینه به همراه نیاورد. چه آن که آتیه به طور محدود روی کیوسک ها توزیع می شد و در کنار توزیع رایگان آن در اداره ها و مراکز درمانی تامین اجتماعی سراسر کشور، بیش از نیمی از تیراژش ویژه ی مخاطبان " خاص" بود و به صورت آبونمان به فروش می رفت.
این همه گفتم تا از تلاش گروهی از روزنامه نگاران و البته به پیشنهاد و با همت خانم مسیح علی نژاد برای برگزاری مسابقه ی " یاد قلم" حکایت و بر اهمیت آن تاکید کنم .نمی توانم پنهان کنم که ازطرح این مسابقه با هدف زنده نگه داشتن یاد و خاطره ی مهران قاسمی همکارمطبوعاتی مان بسیار مسرورم . در روزهایی که جو حاکم بر مطبوعات بهاری نیست و عن قریب است که سرمای شدید آن طاقت از کف دوستان روزنامه نگار بِرُباید، نام مهران قاسمی نه تنها فراموش نخواهد شد که وجود او با برگزاری این مسابقه در میا ن روز نامه نگاران و به ویژه کسانی که به تازگی وارد حرفه روزنامه نگاری شده و خواهند شد، امتداد خواهد یافت.
... و البته این مسابقه شاید بهانه ای شود برای گرامیداشت یاد خاطره ی روزنامه نگارانی که ما را ترک کرده یا خواهند کرد...
...هفته ی گذشته خبر مرگ روزنامه نگاری جوان در حومه شهر شیراز در میان خبرها گم شد. او بر اثر سرما و در حالی که برای تهیه گزارش از مناطق محروم شیرازبه حومه ی این شهررفته بود، در پی شبی سرد و طولانی با زندگی وداع کرد. شاید با برگزاری چنین برنامه هایی دیگر این خبرها گم نشوند...
* با تشکر از خانم علی نژاد برای ایده ی بکرش و با آرزوی شادی روح دوستان و همکارانی که خیلی زود از میان ما رفتند.
