تبليغاتX
وحشت مرگ

وحشت مرگ

نجوا های روزانه ی یک روزنامه نگار

سرانجام پس از سه روز تاخیر( بخوانید بد قولی ) کتاب سال هفته نامه شهروند، امروز روی کیوسک ها رویت شد. در این شماره ی ویژه، سید حسن خمینی مرد سال و بی نظیر بوتو زن سال 86 معرفی شده اند. به غیر از چند مصاحبه خواندنی با افراد سرشناس ، خاطرات و عکس های منتشر نشده ی هاشمی رفسنجانی نیز قابل توجه اند.

87 یادداشت از هنرمندان، سیاستمداران، اندیش ورزان و... در پیش بینی سال 87، و تحلیل 119 خبر مهم سال 86 نیز از مهمترین بخش های این کتاب سال 280 صفحه ای است.

+ نوشته شده در  شنبه 25 اسفند1386ساعت 11:47 AM  توسط مجید اعزازی  | 

 

1- شماره جدید نشریه ی الکترونیکی عرصه سوم هفته پیش منتشر شد. این نشریه به حوزه جامعه ی مدنی و مباحث پیرامون آن می پردازد. همکاری با این نشریه مسرت بخش است.

 

2-وُتان بیدار می شود؟ اما  من زئوس را ترجیح می دهم. زئوس ! زئوس!!! می بینی؟ زئوس را ترجیح می دهم؟!

 

3- گذراندن عمر درفکرهای محال نحوی از جنون است.

 

4- کریستوفر مارلو یکی از نمایشنامه نویسان دوره ی ویلیام شکسپیر در سنی کمتر از 35 سال با این جهان خدا حافظی می کند. مهمترین اثر او دکتر فاوست است. در متون معتبر تاریخ ادبیات زبان انگلیسی  نظریه ای وجود دارد مبنی بر این که تمام آثار شکسپیر توسط مارلو نوشته شده است و اساسا شخصی به نام شکسپیر وجود ندارد. در هر صورت همین متون تاریخی اذعان می کنند که  حتی اگر شکسپیر هم وجود داشته است ، نقش مارلو در شکل گیری اندیشه های او غیر قابل انکار است. شاید در فرصتی مناسب تر به این موضوع جذاب بپردازم. چند وقت پیش هم شنیدم، یکی از نوه های الکساندر گراهام بل دفترچه خاطرات وی را به روزنامه نگاری آمریکایی فروخته و این روزنامه نگار با توجه با این خاطرات ادعا کرده است که اختراع تلفن کار بل نبوده و این اختراع  تقلبی از دانشمندی گمنام و  هم دوره اوست.

+ نوشته شده در  جمعه 24 اسفند1386ساعت 8:32 PM  توسط مجید اعزازی  | 

 طی یک هفته گذشته، شب ها دیوانه وار تا خود صبح هرنوشته ای که به دستم  رسید ، خواندم. حدود 42 ساعت پیش، کتاب 350 صفحه ای خاطرات آذرآریان پور به دستم رسید اما خورشید طلوع نکرده آن را به پایان رساندم. آذر خواهر امیر حسین آریان پور شهیر و دختر خاله ی شاعر طبیعت و زیبایی ( سهراب سپهری ) است.موضوع محوری کتاب خاطرات وی درباره ی  چگونگی دستگیری همسرش- شجاع الدین شیخ الاسلام زاده وزیر رفاه و تامین اجتماعی در 5 ساله ی آخر دولت امیر عباس هویدا در ماه های پایانی سلطنت محمد رضا پهلوی- وهمچنین تلاش ها یش برای جلوگیری از اعدام او و در نهایت از هم گسیختگی پیوند زناشویی آنان است.

از این رو، آذر به ناچار مخاطب کتاب را به کوچه پس کوچه های دوران انقلاب و مکان های معروفی همچون زندان اوین ، زندان قصر، کمیته مشترک ساواک ، پادگان حشمتیه و حتی به خیابان کنونی انقلاب درروز عاشورای سال 57 می برد. اگرچه  در پایان این کتاب، نویسنده اذعان می کند رفتا ر همسر رهیده از مرگش با او چندان  از سر دوستی و مهرورزانه نیست ، اما در سراسر کتاب تلاش می کند تصویر یک انسان بی گناه را از او به نمایش بگذارد. انسانی که اسیر توطئه دستگاه امنیتی رژیم شاهی شده و همچون هویدا توسط نیرو ها ی انقلاب محاکمه می شود.  این کتاب خواندنی که افزون بر زبان فارسی ( در ایران ) به زبان انگلیسی (در آمریکا و اروپا) نیز با تیراژ چشمگیری چاپ و منتشر شده است، تلاش دارد با استدلال درباره ی  مهمترین اتهامات شیخ الاسلام  زاده چه در دوره ی پهلوی و چه در سال ها ی اول انقلاب سخن گفته و یکایک آنان را رد کند.چگونگی ورود اولین کامپیوترها به سازمان تامین اجتماعی( و بلکه به کشور) از طریق قرارداد با شرکت آمریکایی سیستمز یکی از مهمترین اتهامات او محسوب می شده است.

اما مکانیزه شدن سازمان یاد شده بنا به همان دلایلی که کتاب خاطرات آذر آرین پور به آن می پردازد تا دوره مدیر عاملی دکتر ستاری فر در سازمان تامین اجتماعی متوقف می شود. ستاری فر با براندازی سیستم اداره امور به شیوه ی دستی و کاغذی، ورود انقلاب دیجیتال را به این سازمان موجب شد.بگذریم که این، خود قصه ای دراز دارد و من هم الان نمی توانم نقش یک راوی را بازی کنم.فقط همین را بگویم که برنامه دولت خاتمی برای ایجاد نخستین پایگاه اطلاعات بیمه شده گان تامین اجتماعی و در مرحله ی بعد کلیه  شهروندان ایرانی در این سازمان همچنان پیگیری می شود.

اما دیشب نیز کتابی 59 صفحه ای از نوام چامسکی با نام  کنترل رسانه ای( پیشر فت های چشمگیر پروپاگاندا) به د ست گرفتم. این کتاب با بررسی پیشینه ی پرو پاگاندا آغاز می شود. چامسکی بر این باور است که این پدیده در دنیای مدرن برای نخستین بار زیر نظر ویلسون که در سال 1916 رییس جمهور آمریکا شد، در چارچوب برنامه ی حزبی وی یعنی" صلح بدون پیروزی " بروز و ظهور یافت. در قدم بعدی و در همین چارچوب، والتر لیپمن پیشکسوت روزنامه نگاران آمریکا نظریه مبسوطی درباره ی دمکراسی گام به گام مطرح و در آن شهروندان را به دو دسته کلی تقسیم می کند. گروه اقلیت که زمام امور را به دست دارند ودرباره ی مسایل جامعه تصمیم

 می گیرند و گروه اکثریت که لیپمن آنان را عوام ( گله ی) سرگردان می نامد . لیپمن بر این باور است که گروه اقلیت باید ازغرش خشم و تجاوز این گروه اکثریت بر حذر باشد. به اعتقاد او نقش گروه اول  در دمکراسی فکر کردن و برنامه ریختن و نقش گروه دوم تماشاگر بودن است...از این رو، ما به چیزی احتیاج داریم تا این گله را رام کند و آن چیز انقلاب جدید در هنر دمکراسی است: تولید رضایت.

چامسکی پس از لیپمن چگونگی تاسیس روابط عمومی ها در آمریکا را به عنوان دستگاه ها ی تبلیغاتی دولت بررسی می کند. او سپس در فصلی با عنوان" رژه دشمنان" بر این باور است که نباید  در باره ی جنگ گذشته سخن گفت بلکه  باید به جنگ آیند ه پرداخت. و جنگ آینده چیزی جز شکاف طبقاتی، فقر، بی سوادی و نابرابری نیست.چامسکی همچنین  درفصلی با نام " درک انتخابی " برخی از  جنگ های و نزاع های صورت گرفته در قرن بیستم و چگونگی کاربرد پروپاگاندا در آنها  را بررسی کرده است و در فصل پایانی به طور اختصاصی به جنگ 1991  عراق و کویت پرداخته است.

اگرچه  این کتاب در سال 1997 منتشر شده است ، اما مطالب نظری آن برای دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته ها ی ارتباطات، جامعه شناسی و علوم سیاسی بیگانه نیست. با این حال کتاب استوار و پر پی و پیمانی در حوزه

پرو پاگاندا به نظر می رسد و چه خوب است که ترجمه شود.( تا کنون ترجمه ای از این کتاب ندیدم، اگر دوستان تر جمه ای از ان را سراغ دارند ، لطفا به من اطلاع دهند.)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 اسفند1386ساعت 4:49 PM  توسط مجید اعزازی  | 

پس از بهت و حیرتی چند روزه ، نمی دانم باید خوشحال باشم یا ناراحت؟! گناهکارم یا بی گناه ؟! درباره جدیدترین شاهکار داریوش مهرجویی - علی سنتوری-  سخن می گویم. فیلمی که بی گمان برترین فیلم

 سیاسی – اجتماعی سال های پس از انقلاب یا حتی تاریخ سینمای ایران به شمار می رود. نمی دانم از این که توانسته ام این فیلم را ببینم باید خوشحال باشم و احساس سرخوشی ناشی از دیدن آن را  که توانست به شیوه ی انحصاری خود، من را به تامل درباره ی زندگی مان وادارد ، پنهان نکنم؛ یا این که دیدن این فیلم با استفاده از

 سی دی قاچاق گناهی نابخشودنی است؟! گناهی که تو و من ِ مخاطب  را در زیان میلیاردی ناشی از قاچاقاق این فیلم سهیم می کند. اما وقتی به این می اندیشم که با پرداخت مبلغی به  این حساب بانکی می توان تاحدی از این زیان ها کاست، کمی آرام می شوم. این آرامش هنگامی که شوق دیدن "علی سنتوری" روی پرده ی بزرگ نقره ای سینما در ذهنم خلجان می کند نیز بر وجودم مستولی می شود. البته  اگر مجوز اکران آن صادر شود! اما انگار چنین اتفاقی رخ نخواهد داد.چون این فیلم، جسورانه و به شیوه ای رادیکال ( ریشه ای ) حرف های مگویی را زده است که تاوان و سرنوشتی جز این نخواهد داشت. این فیلم درباره

 ساختارها و نهاد هایی سخن به میان می آورد که عرصه ی زندگی را برای شهروند ایرانی – کسی مثل علی سنتوری – تنگ کرده اند و او را از مدار زندگی به مدار اضمحلال ، تباهی و مرگ تدریجی هدایت می کنند.

نما به نمای فیلم "علی سنتوری" آکنده از نماد و معنا است. فیلمی است که به جرات می توان گفت برای ثانیه به ثانیه ی آن ساعت ها اندیشیده شده است تا با استفاده از عناصر بصری و غیر بصری فراهم آمده درلایه های آشکار و پنهان خود با مخاطبان عام و خاص ارتباط برقرار کند.

  

+ نوشته شده در  شنبه 4 اسفند1386ساعت 10:5 PM  توسط مجید اعزازی  |