طی یک هفته گذشته، شب ها دیوانه وار تا خود صبح هرنوشته ای که به دستم رسید ، خواندم. حدود 42 ساعت پیش، کتاب 350 صفحه ای خاطرات آذرآریان پور به دستم رسید اما خورشید طلوع نکرده آن را به پایان رساندم. آذر خواهر امیر حسین آریان پور شهیر و دختر خاله ی شاعر طبیعت و زیبایی ( سهراب سپهری ) است.موضوع محوری کتاب خاطرات وی درباره ی چگونگی دستگیری همسرش- شجاع الدین شیخ الاسلام زاده وزیر رفاه و تامین اجتماعی در 5 ساله ی آخر دولت امیر عباس هویدا در ماه های پایانی سلطنت محمد رضا پهلوی- وهمچنین تلاش ها یش برای جلوگیری از اعدام او و در نهایت از هم گسیختگی پیوند زناشویی آنان است.
از این رو، آذر به ناچار مخاطب کتاب را به کوچه پس کوچه های دوران انقلاب و مکان های معروفی همچون زندان اوین ، زندان قصر، کمیته مشترک ساواک ، پادگان حشمتیه و حتی به خیابان کنونی انقلاب درروز عاشورای سال 57 می برد. اگرچه در پایان این کتاب، نویسنده اذعان می کند رفتا ر همسر رهیده از مرگش با او چندان از سر دوستی و مهرورزانه نیست ، اما در سراسر کتاب تلاش می کند تصویر یک انسان بی گناه را از او به نمایش بگذارد. انسانی که اسیر توطئه دستگاه امنیتی رژیم شاهی شده و همچون هویدا توسط نیرو ها ی انقلاب محاکمه می شود. این کتاب خواندنی که افزون بر زبان فارسی ( در ایران ) به زبان انگلیسی (در آمریکا و اروپا) نیز با تیراژ چشمگیری چاپ و منتشر شده است، تلاش دارد با استدلال درباره ی مهمترین اتهامات شیخ الاسلام زاده چه در دوره ی پهلوی و چه در سال ها ی اول انقلاب سخن گفته و یکایک آنان را رد کند.چگونگی ورود اولین کامپیوترها به سازمان تامین اجتماعی( و بلکه به کشور) از طریق قرارداد با شرکت آمریکایی سیستمز یکی از مهمترین اتهامات او محسوب می شده است.
اما مکانیزه شدن سازمان یاد شده بنا به همان دلایلی که کتاب خاطرات آذر آرین پور به آن می پردازد تا دوره مدیر عاملی دکتر ستاری فر در سازمان تامین اجتماعی متوقف می شود. ستاری فر با براندازی سیستم اداره امور به شیوه ی دستی و کاغذی، ورود انقلاب دیجیتال را به این سازمان موجب شد.بگذریم که این، خود قصه ای دراز دارد و من هم الان نمی توانم نقش یک راوی را بازی کنم.فقط همین را بگویم که برنامه دولت خاتمی برای ایجاد نخستین پایگاه اطلاعات بیمه شده گان تامین اجتماعی و در مرحله ی بعد کلیه شهروندان ایرانی در این سازمان همچنان پیگیری می شود.
اما دیشب نیز کتابی 59 صفحه ای از نوام چامسکی با نام کنترل رسانه ای( پیشر فت های چشمگیر پروپاگاندا) به د ست گرفتم. این کتاب با بررسی پیشینه ی پرو پاگاندا آغاز می شود. چامسکی بر این باور است که این پدیده در دنیای مدرن برای نخستین بار زیر نظر ویلسون که در سال 1916 رییس جمهور آمریکا شد، در چارچوب برنامه ی حزبی وی یعنی" صلح بدون پیروزی " بروز و ظهور یافت. در قدم بعدی و در همین چارچوب، والتر لیپمن پیشکسوت روزنامه نگاران آمریکا نظریه مبسوطی درباره ی دمکراسی گام به گام مطرح و در آن شهروندان را به دو دسته کلی تقسیم می کند. گروه اقلیت که زمام امور را به دست دارند ودرباره ی مسایل جامعه تصمیم
می گیرند و گروه اکثریت که لیپمن آنان را عوام ( گله ی) سرگردان می نامد . لیپمن بر این باور است که گروه اقلیت باید ازغرش خشم و تجاوز این گروه اکثریت بر حذر باشد. به اعتقاد او نقش گروه اول در دمکراسی فکر کردن و برنامه ریختن و نقش گروه دوم تماشاگر بودن است...از این رو، ما به چیزی احتیاج داریم تا این گله را رام کند و آن چیز انقلاب جدید در هنر دمکراسی است: تولید رضایت.
چامسکی پس از لیپمن چگونگی تاسیس روابط عمومی ها در آمریکا را به عنوان دستگاه ها ی تبلیغاتی دولت بررسی می کند. او سپس در فصلی با عنوان" رژه دشمنان" بر این باور است که نباید در باره ی جنگ گذشته سخن گفت بلکه باید به جنگ آیند ه پرداخت. و جنگ آینده چیزی جز شکاف طبقاتی، فقر، بی سوادی و نابرابری نیست.چامسکی همچنین درفصلی با نام " درک انتخابی " برخی از جنگ های و نزاع های صورت گرفته در قرن بیستم و چگونگی کاربرد پروپاگاندا در آنها را بررسی کرده است و در فصل پایانی به طور اختصاصی به جنگ 1991 عراق و کویت پرداخته است.
اگرچه این کتاب در سال 1997 منتشر شده است ، اما مطالب نظری آن برای دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته ها ی ارتباطات، جامعه شناسی و علوم سیاسی بیگانه نیست. با این حال کتاب استوار و پر پی و پیمانی در حوزه
پرو پاگاندا به نظر می رسد و چه خوب است که ترجمه شود.( تا کنون ترجمه ای از این کتاب ندیدم، اگر دوستان تر جمه ای از ان را سراغ دارند ، لطفا به من اطلاع دهند.)