۱- دنیس مک شین نماینده پارلمان انگلیس گفته : " جوان بودن در 1968 به معنای زندگی در بهشت بود." ما ( من و هم نسلان من ) نمی توانیم این جمله را به درستی درک کنیم. این که جوانی چیست و جوانی کردن کدام؟ از سوی دیگر احتمالا "بهشت" مورد نظر این آقا با تصور ما از بهشت متفاوت است، چرا که دستکم 40 سال از تاریخ انقضای آن "بهشت" گذشته است و این فاصله زمانی اجازه درک تمام عیار ِارزش ها و هنجارهای حاکم بر جهان و اروپای آن زمان را از ما سلب کرده است. و البته " ما " در "بهشت" دوران خود زندگی می کنیم، هر چند از جوانی کردن و جوان بودن ( در هر معنای قابل تصور آن) رد و نشانی نیست. در بهشت دوران ما هم، شورش( حاشیه نشین های فرانسه و ده ها شورش دیگر در سراسر جهان)، جنگ ( جنگ عراق که خیلی ها آن را به جنگ ویتنام تشبیه می کنند) و تمام ویژگی های لازم دیگر برای تشکیل بهشت وجود دارد. با این حال، اگرچه همه جای این بهشت جنگ قدرت در میان است اما عقلای هر قبیله ای تمایل دارند برای داشتن بهشتی بهتر با هم "گفت و گو" کنند نه " مناظره ". مثلا همین برادر حسین اوباما گفته است اگر رییس جمهور آمریکا شود با احمدی نژاد گفت و گو می کند. اما این روز ها که مشخص شده او کاندیدای مسلم دمکرات ها است ، جورج بوش ِ جمهوری خواه در اسرائیل گفته : ظاهرا بعضی ها بر این باورند که باید با تروریست ها و رادیکال ها مذاکره کنیم. پیش از این نیزما با این "توهم احمقانه" مواجه بوده ایم. زمانی ( 1939) که تانک های نازی در خیابان های لهستان بودند، یکی از سناتورهای آمریکا اعلام کرد: اگر بتوانم با هیتلر مذاکره کنم ، ممکن است از همه این درگیری ها اجتناب شود.بوش با این تشبیه خود، یکی به اوباما زده، یکی هم به احمدی نژاد. کاندیدای دمکرات ها جواب این توهین را بی درنگ داده است . حالا باید منتظر بود تا یکی از مقامات دولت نهم جوابی بدهد.
اما اگر به چند ماه پیش برگردیم. مثلا به 7 یا 8 ماه پیش و سری بزنیم به حاشیه اجلاس شرم الشیخ، جایی که محمد جواد لاریجانی با خبرنگار یک روزنامه آنچنانی مصاحبه می کند، در پاسخ به سووالی درباره مذاکره با آمریکا از دهان او می شنویم : اگر لازم باشد،در قعر جهنم با شیطان مذاکره می کنیم.خوب! همین گفته هم نشان می دهد که ما الان در "بهشت" هستیم. اما به یک کم گفت وگو نیاز داریم.
۲- دو خبرازقربانیان اتریشی. اول این که خانواده فریتزل ( همسر قانونی فریتزل و دخترش که 24 سال توسط پدرش زندانی بود و 7 بچه حاصل از تجاوز پدر خود دارد ) با نوشتن متنی روی یک شومیز بزرگ از هم شهری های خود برای همدلی با آنان تشکر کردند وهمشهری های آنان هم کلی اشک ریختند. دوم این که مادر ِناتاشاکامپوش ( دختری که در 10 سالگی ربوده شد و بیش از 8 سال در یک زیرزمین حبس بود و مرد آدم ربا در طی این مدت به او تجاوز می کرد) از قاضی پیشین ِ دادگاه دخترش که به وی اتهام همدستی با آدم ربا را نسبت داده بود ، شکایت کرد. آدم ربا با فاصله اندکی پس از این که متوجه شده بود ناتاشا فرار کرده است، خود را به زیر چرخ های قطار انداخت و خودکشی کرد.
