هولدن کالفیلد ، قهرمان داستان ناطور دشت ، پسر عجیب و غریبی است. جی.دی سلینجر نویسنده آمریکایی، خالق ناطور دشت و هولدن است.نمی دانم هولدن براساس شخصیتی واقعی خلق شده یا نه؟ یا این که با شخصیت سلینجر تاچه اندازه نزدیک است، اما می دانم بسیاری از خوانندگان ناطور دشت تحت تاثیر این کتاب و شخصیت هولدن قرار گرفته اند؛ از جمله فرهاد جعفری نویسند ه کتاب کافه پیانو. پیش از خواندن کافه پیانو، تعریف ناطوردشت را شنیده بودم، اما هیچ گاه این شنیدن ها، شوقی را در من شعله ور نکرده بود، با وجود این ، کتاب جعفری که موفقیت های چشمگیری هم تاکنون بدست آورده است، من را واداشت تا ناطوردشت را هم بخوانم. حالا که هر دو کتاب را خوانده ام، بسیاری از شباهت ها ی کافه پیانو و ناطوردشت را درک می کنم. اما نمی خواهم حرفی در این باره بزنم، چرا که فقط درک این شباهت ها لذت بخش است و نه تعریف آنها؛ با وجود این، به نظر من شخصیت " فیبی" دختر کوچک ِ( خواهر هولدن) ناطوردشت بسیار شیرین تر ، جذاب تر و دوست داشتنی تر از شخصیت دختر بچه ی کافه پیانو از کار درآمده است. به قدری این شخصیت تازه و فریبا است ( دستکم برای من ) که وقتی ناطوردشت را می خواندم از ته دل آرزو می کردم که ای کاش من هم خواهری مثل خواهر هولدن می داشتم، البته بدون این که هیچ گونه همدلی ای ، چیزی با هولدن احساس بکنم!
