+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 7:50 PM  توسط مجید اعزازی
اکنون جمجمه ات عریان بر آن همه تلاش و تکاپوی بی حاصل فیلسوفانه لبخند می زند به حماقتی خنده می زند که تو از وحشت مرگ بدان تن در دادی به زیستن با غلی بر پای و غلاده یی بر گردن. "شاملو"